خانه » با من بمان » دلتنگی ها » اشعار مهران سلیمانی.. 1…(شاعری از دیار جنت مکان)

اشعار مهران سلیمانی.. 1…(شاعری از دیار جنت مکان)

  اصالت.............   منکه چوقا بر تنم دارم صبور و سینه چاک/بختیاری زاده ام در دل ندارم بیم و باک/میستانم خاک میهن را ز هر بیگانه ای/خون دشمن را بریزم پای هر آلاله ای/اصل من ار کورش است و نسل من از اریا/بختیاری هفت و چارش بی نظیر و کیمیا/هر سواری را که میبینی به پا دارد دویت/لشکری از دشمنان را افکند پشت کمیت/اتحاد و یکدلی بنیان این ایل و تبار/بختیاری ها همیشه حارثان این دیار/بختیاری ها به میدان همچو کوه زرده اند/دشمنان در روز پیکار جملگی شرمنده اند/جای سم اسبشان حک بر زمین این وطن/بهر جانبازی از این خاک…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 4.13 ( 5 امتیازات)
0

 

اصالت………….

 

منکه چوقا بر تنم دارم صبور و سینه چاک/بختیاری زاده ام در دل ندارم بیم و باک/میستانم خاک میهن را ز هر بیگانه ای/خون دشمن را بریزم پای هر آلاله ای/اصل من ار کورش است و نسل من از اریا/بختیاری هفت و چارش بی نظیر و کیمیا/هر سواری را که میبینی به پا دارد دویت/لشکری از دشمنان را افکند پشت کمیت/اتحاد و یکدلی بنیان این ایل و تبار/بختیاری ها همیشه حارثان این دیار/بختیاری ها به میدان همچو کوه زرده اند/دشمنان در روز پیکار جملگی شرمنده اند/جای سم اسبشان حک بر زمین این وطن/بهر جانبازی از این خاک جمله میپوشن کفن/بختیاری یعنی یک عالم وقار و اعتبار/زنده بادا هفت و چارو،زنده بادا این دیار/خاک ایران،جای جایش رد کوچ و چادر است/بختیاری هر چه خواهد،بیگمان او قادر است..

شاعر:مهران سلیمانی

***************************

: بدبختی……………

چته چپ سیل اکنی کس به تو حرفی زیده/مو ای چند روز خو دی با تو پدرم درویده/یا فقط شانس مونه هی لپولونجت جم ابو/یا اترسی مونه بینی ز کلاست کم ابو/خاک عالم بسرم واس نگرم گوش مو به دام/اقلا عقد نکنم درد بهوم خو بگرام/نکنام کار،سیچه خشخار تونه نومزد کردم/قهرم ایبو سی تو هفتخانه ز خم رد کردم/تو که دل وامو نداشتی،په جوابت به چه بی/مو سی لیوه،توخو دونستی گدارت یو نبی/الکی حرس مدرار دست تو ری وابیده سیم/سو شناسنامته یارم ادومس دست خوسیم/چاره نه،بهتره تا روزی یه شر جر بکشیم/ز خداته که بگوی،مهریومه تر بکو سیم…

شاعر:مهران سلیمانی

*****************************

دل داده…

ای خدا،ای دودرو کهنه که قر کرده به پاس/خوس ایجوره،جان خم الناز شاکردوسته داس/دل که یو من ماله و ارایشم هیچ نیکنه/خط چشمو خط لب،تافتی میاسه نیزنه/ار یو من شهر بی خدا،چندی امرد ادم به پاس/کارد خورام سیس،زیر افتو بنیرین سوخته پلاس/بس سفیده برق افتو لکه ونده سر لوپس/دلمه خواست حتی چایی بوم تا بووم تلفه کوپس/نقص نداره هیکلس بالا بلند و ترکه ای/بچه نافه کوه و دشته پوشه هی شولار قری/کافره افتو چنون سوخته پلا زردولسه/مار زنام سیس هی که بینم مشکه آو رو کولسه/جوره کوگی سو که ورسه،تا پسین کار ایکنه/جور پیایی،هیوه یاره رو یک انبار ایکنه…

شعر:مهران سلیمانی

***************************************************

: خلوت…

میخوام امشب بیام پیشت/خدایا من تورو میخوام/منم مثل خودت تنهام/اگه میشه بگیر دستام/میخوام خلوت کنم باتو/اگه این فرصتو میدی/خودم میدونم از بالا /خودت دردامو فهمیدی/یه خواهش میکنم از تو/نزاری داغ روی قلبش/خیانت کرد ولی بازم/نمیخوام این باشه حقش/خداجونم اگه میشه/بزار دستاتو رو سینم/همینکه با منی یارب/خودم رو زنده میبینم…

شعر:مهران سلیمانی

  اصالت.............   منکه چوقا بر تنم دارم صبور و سینه چاک/بختیاری زاده ام در دل ندارم بیم و باک/میستانم خاک میهن را ز هر بیگانه ای/خون دشمن را بریزم پای هر آلاله ای/اصل من ار کورش است و نسل من از اریا/بختیاری هفت و چارش بی نظیر و کیمیا/هر سواری را که میبینی به پا دارد دویت/لشکری از دشمنان را افکند پشت کمیت/اتحاد و یکدلی بنیان این ایل و تبار/بختیاری ها همیشه حارثان این دیار/بختیاری ها به میدان همچو کوه زرده اند/دشمنان در روز پیکار جملگی شرمنده اند/جای سم اسبشان حک بر زمین این وطن/بهر جانبازی از این خاک…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 4.13 ( 5 امتیازات)
0

درباره‌ moslem esmaili

2 نظر

  1. محمد امیدی

    با سلام.
    متن شعر چته بی قراری رو خاستم. سپاس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*