خانه » با من بمان » همه دنیای من
همه دنیای من

همه دنیای من

همه دنیای من

۳۳ سال پیش تو را شناختم و حلقه محبتت بر انگشتم نشست.

بازی های دنیا، پست و بالای آن مرا ذره ذره در تو آمیخت.

خم ابرویم مرا نمی آزارد، اما خم ابرویت مرا می شکند.

دل غمینم، مُهر بر لبانم زده که تو آزار نبینی. اما آه پرسخنت، دلم را می سوزاند.

و امروز به یاد روزی که پدر اجازه مرا به تو داد و دستم را به دست تو داد و وجودم را در وجودت گره زد، سفره عقدی می اندازم و قرآن را زینت آن می کنم و نبات و عسل را هر چند به شیرینی وجود تو نیستند به آن می افزایم و تو را در کنار خود می بینم. در آینه ای که اکنون نماد بخت زیبای من است و تویی که اکنون حجم وجودت، حجم دنیای من است.

اگر آن روز می گفتی که دنیای توام باور نمی کردم چرا که عشقت آزمون ندیده بود. هر روز که از عمر پیوندمان می گذرد تجربه جدیدی است بر اثبات صداقت و درستی عشقمان که امروز دنیای من، آرزوی من و وجود من همه در یک لبخند توست.

به فرزندانم سوگند که گرد من و تو را گرفته اند، یک لحظه نبودنت یعنی عدم من.

منبع : برگرفته از سایت تبیان

درباره‌ moslem esmaili

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*