خانه » مطالب روز » اجتماعی و فرهنگی » مقام زن در ایران باستان
مقام زن در ایران باستان

مقام زن در ایران باستان

 

 

اسفند در آیwomenین زرتشت مظهر بردباری و فروتنی اهورمزدا است و پنجم اسفند (اسفند روز) جشن زنان. ایرانیان باستان اسفند را سپنتا آرمئیتی می نامیدند. یعنی اندیشه درست پاک. به عبارت دیگر: سرچشمه پاکی و سازگاری و فروتنی.

نگاهی به جایگاه اسفند (اسفندارمذ) در ایران باستان می تواند سبب گزیدن اسفند روز را برای جشن زنان در ایران باستان توجیه کند.

زرتشت در گاتاها ۱۸ بار از اسفندارمذ یاد می کند. از مجموع این اشاره ها چنین برمی آید که آرایش بهشت نکاستنی با اسفندارمذ است، که یکی از هفت فرشته بزرگ آیین زرتشت است. اسفندارمذ سرگردانانی را که هنوز درست را از نادرست بازنمی شناسند یاری می دهد. حتی زرتشت از او می خواهد که در روز رستاخیز او و پیروانش را یاری کند تا آمرزیده شوند. زرتشت همچنین از این فرشته می خواهد تا به او توش و توان و نهاد راستین دهد.

اسفندارمذ گشایش بخش هستی است و در مقام فرشته موکل زمین به کشتزاران رامش می دهد. زرتشت از او می خواهد که تنها فرمانروایان خوب به فرمانروایی برسند ومردم زندگی پاکی داشته باشند و چارپایانی که مایه زندگی هستند پرورش یابند.

با توجه به نقشی که ایزدبانوهای مادر و مؤنث در ایران باستان دارند، احترام زرتشت به زن بسیار موجه است.

تاکنون هیچ سندی به دست نیامده است که در آن کرامت زن در آیین زرتشت زیر سؤال رفته باشد و یا سخن از برتری مرد به زن رفته باشد. البته زرتشتی گری مقوله ای دیگر است و بحث دیگری را می خواهد. و اگر در ذخیره اساطیری ادب مزدیسنا در قلمرو زندگی مادی پهلوانان نامدار را مردان تشکیل می دهند، قهرمانان زندگی معنوی بیشتر ایزدبانوهای ارجمندی هستند که ستایش آنها و توانایی هاشان زیباترین اوراق غنایی ادب مزدیسنا را به خود اختصاص داده اند.

در آبان یشت (اوستای متاخر) آناهیتا (= نیالوده، پاک) زنی است زورمند و درخشان، سوار بر گردونه، لگام بر دست، روان در جست وجوی نام آوری. با چهار اسب بزرگ و سپید و یکرنگ و یک نژاد… اسب های گردونه آناهیتا را اهورمزدا از باد و باران و تگرگ و ژاله ساخته است. آناهیتا مطیع کیش اهورایی است و سزاوار است که در جهان مادی ستایش و نیایش شود، که جان افزاست و فزاینده گله و رمه و ثروت و گیتی و کشور. او نطفه همه مردها را پاک می کند و مشیمه زن ها را برای زایش بهتر پاک می کند، برای زایش آسان. به زنان باردار شیر می بخشد. برای او بر روی تخت بستری زیبا و خوشبو با بالش های گسترده مهیاست. اهورمزدا آناهیتا را از نیروی خویش آفریده است تا خانه و روستا و کشور را بپروراند. بازوان سپید آناهیتا به ستبری شانه اسب ها است. او با شکوه و آراسته و نیرومند است. دختر جوان بسیار برومند و خوش اندامی است. کمربند به میان بسته، راست بالا، آزاده نژاد و شریف، که جبه ای گران بها و پرچین زرین در بر دارد. گوشواره ای دارد چهارگوش و زرین و طوقی زیبا بر گردن نازنینش و او کمربند می بندد تا سینه هایش هنجاری زیبا بگیرند و اندامش بالایی دلچسب بیابد.

آناهیتا به فرمان اهورمزدا به زمین می آید تا دختران دم بخت و زنان جوان به هنگام آوردن بار از او یاری بطلبند.

چقدر باید دختران دم بخت و زنان جوان در نزد اهورمزدا ارجمند باشند تا فرشته ای از جنس خودشان را مامور آرامش آنها کند.

chameha

اوج نگاه زرتشت به زن در رفتار او با دخترش پوروچیستا به هنگام ازدواج او با جاماسپ پیداست. زرتشت از دخترش می خواهد، پس از یک اندیشه گماری نیکو و ژرف و مراجعه به خرد خویش تصمیم بگیرد…

آنگاه زرتشت در کتابش به دوشیزگان در حال شوی گرفتن می گوید: هرکدام به خرد خود برای رستگاری تصمیم بگیرند…

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد، مردها در جشن زنان به آنها ارمغان می دادند و در بسیاری از شهرهای ایران این روز را «مردگیران گفتندی، که به مراد خویش مرد گرفتندی».

هنوز هم هنجارهایی با این رنگ و بو به ویژه در میان روستاییان به چشم می خورد. اینک است که ما به آسانی می توانیم در نگاهمان به زن، به جای گشتن الگو در میان مغربیان، گدشته خودمان را بهتر بشناسیم. و فضیلت های آن را.

……

دختران ایران باستان چگونه همسرانتخاب می‌کردند؟!

 

 

 

 

دختران ایران باستان چگونه همسر خود را انتخاب می‌کردند؟!

 

نگاهی به یافتن همسر در ایران باستان
در لابه‌لای تاریخ، اساطیر و باستان شناسی ایران همواره خانواده به عنوان مهم‌ترین واحد اجتماعی و نگهدارنده رابطه خویشی و پایگاه عاطفی نقش مهمی‌ایفا می‌کند. «مان» در مفهوم خانواده، از صورت اوستایی «نمانیه»، در واژه «‌‌‌خانمان» به معنی خانه و خانواده باقی‌ مانده است.

در آثار باستان‌شناسی ایران، در گورهای مختلف آثار مادری که فرزندش را بغل کرده است و حتی یک نمونه از تپه حسنلو، پایین‌تر از دریاچه ارومیه، آثار زن و مردی که یکدیگر را در آغوش گرفته‌اند، به دست آمده است که خود تاکیدی است بر مفهوم خانواده و عشق.
خانواده که امروز نیز از مقدس‌ترین و محترم‌ترین نهادهای اجتماعی به شمار می‌رود، همواره در این سرزمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده به صورت تکلیفی دینی در آمده است.

خانواده از نظر اقتصادی، اشتراک منافع و همیاری و امداد مادی و معنوی را تضمین می‌کند و عشق و محبت مایه استواری این پیوند می‌گردد.

در آن زمان که زن‌ربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه نظم و نسقی که آیین زرتشت آورده بود، نتیجه عقد بود.
وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و اشی و نقش آنان در تفکرات ایرانی اهمیت خانواده را بیشتر می‌نمایاند.
آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می‌آید، زیرا چشمه حیات از وجود او می‌جوشد و بدین گونه «مادر خدا»‌ نیز می‌شود. و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانویی است که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها می‌برد و خرد و خواسته می‌بخشد.

به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت.

مومن که تن به قیود زناشویی می‌دهد، برای روح خود سعادت جاودانی فراهم می‌آورد و برای خویشتن راهی خجسته به سوی زندگی آینده می‌گشاید. چرا که مومن باید در گسترش و توسعه آفرینش نیک سهیم باشد و به این منظور، چه وسیله‌ای شایسته‌تر و نیکوتر از ازدواج و به بارآوردن موجودات «اهورایی» خواهد بود؟ با این اعتقاد، تجرد در آیین زرتشتی مجاز نیست. زناشویی بی‌عقد مایه دهشت است و نزد ایرانیان پذیرفتنی نبوده است. به همین خاطر فرزندان حاصل از این گونه پیوندها از وراثت بی‌بهره بوده‌اند.
زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانیان، شاهنشاهان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت می‌کردند.

دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آورد و دختران بی‌صاحب و بی‌جهاز را به خرج خود شوهر می‌داد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود.

ایرانیان آن‌چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه می‌داشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوش‌شان نمی‌آمد.

حتی سربازان ایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت دینی به گردن نداشتند.
خانواده از چنان بنیان محکمی‌برخوردار بود که حتی بچه‌دار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی بچه‌ای را به فرزندی می‌پذیرفتند. گرچه بنابر دین خود مجاز به انتخاب همسر دیگری با رعایت حقوق همسر اول بودند. اما در همه متن پهلوی «مادیکان هزار دادستان» تنها یک نمونه از دو زنه بودن می‌بینیم و این امر دلیل آن است که چنین کاری نادر بوده است.

نکته جالب دیگر در تفکر ایرانیان، همین مساله به فرزندی پذیرفتن است که تنها در مورد خانواده‌های بی‌اولاد صدق نمی‌کند. آوردن بچه‌ای به آغوش خانواده منشا مذهبی دارد. این عمل ثواب به شمار می‌آید و به منزله عبادت است. از این رو، خانواده‌ای که چند فرزند هم داشته باشد، اگر ببیند بچه‌ای از پرستاری و مواظبتی شایسته برخوردار نیست یا بر سر راه مانده، مکلف است آن بچه را به فرزندی بپذیرد.
مساله مهم دیگر در بدو تشکیل خانواده به چشم می‌خورد. پدر و مادر در انتخاب همسر برای دختر خود دخیل بودند اما دختر هم حق داشت در صورتی که داماد منتخب پدر و مادر را نپذیرفت، دست رد بر سینه او بزند. قوانین دوره ساسانی ازدواجی را که به زور صورت می‌گرفت، به منزله جرم و خیانت می‌شمرد. و این امر، از پیشرفت‌های بزرگ حقوق ساسانی بود. این در حالی است که در سرزمین‌های هم‌مرز ایران، دختر از این آزادی خبر نداشت. در بابل، دختر می‌بایست مردی را بپذیرد که پدرش برای وی در نظر گرفته بود و در هند، دختر مثل کالایی به مردی داده می‌شد که بیشترین پول را پرداخته بود. در چنین شرایطی، دختر ایرانی از امتیازهایی بیش از همه دختران مشرق زمین برخوردار بود و می‌توانست یار و همدم زندگیش را به میل و اراده خویش برگزیند. نمونه‌های چنین آزادی و اختیاری در شاهنامه کم نیستند.
شاهدخت رودابه هاماوران مخالف با نظر پدر، کاوس را به همسری خود برگزید، منیژه زیبا هم، به همین گونه، به سوی بیژن پهلوان، دشمن سوگند خورده پدرش افراسیاب نگریست.

کتایون همسر خویش را در انبوه خلق با پرتاب سیبی زرین به سوی او برگزید. پس از گزینش همسر، باید به حضور پدر دختر رفت و مراسم خواستگاری را به جا آورد. در این مرحله، کسان دختر بیش از هر چیز دیگر نگران خلق مادر شوهر بودند که خوشبختی نوعروس سراپا به آن بسته بود و این نگرانی‌ها نشان می‌دهد همان‌گونه که احترام به بنیان خانواده و قدر و منزلت آن در ایران باستان ریشه دارد، دعوای عروس و مادرشوهر هم ریشه‌ای بس کهن داشته است!


مقام زن در ایران باستان

در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستند و در میان امشاسپندان، امرداد و خرداد و سپندارمذ، که صفات اهورامزدا است زن می‌باشند.
آنچه در اوستا آمده است همه نشانه ای از همسنگی زن و مرد است، در فروردین یشت چنین آورده شده: اینک فروهر همه مردان و زنان پاک را می‌ستائیم آنان که روان هایشان در خور ستایش و فروهر‌هایشان شایسته است اینک فروهر همه مردان و زنان پاکدین را می‌ستائیم.
در زمان شاهنشاهی هخامنشیان، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می‌نمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی حقوق زنان با مردان سر و کار داریم.
باید خاطرنشان کرد که زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار معاف می‌شدند، اما از حداقل حقوق برای گذران زندگی برخوردار می‌گشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می‌نمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم که در کارگاههای خیاطی، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار می‌گرفتند.
اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند، آنان می‌توانستند به املاک بزرگ سرکشی کنند و کارگاه های عظیم را با همه کارکنانش اداره و مدیریت می‌کردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند، اما باید خاطرنشان کرد که حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملکه هم استثنا قائل نمی‌شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه می‌کرد.
در یکی از گل نوشته ها (لوح های گلی) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل ۱۰۰ گوسفند را به ملکه صادر می‌کند تا درجشن بزرگ تخت جمشید که ۲۰۰۰ مهمان دعوت شده بودند، بکار روند.
دریکی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده که چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده می‌شود. این مهر یکی از زنان ثروتمند دربار هخامنشی است که نقش مهمی ‌در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش می‌کرده است.
بنابراین با کمک گل نوشته های تخت جمشید تصویری کاملا نو از زنان و ملکه های هخامنشی بدست می‌آوریم که برخلاف ادعای نویسندگان یونانی، که آنها را عروسکهایی محبوس در حرم سراها می‌دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئین های مذهبی شرکت می‌کردند، بلکه در صحنه زندگی و در اداره امور کشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ می‌کردند. بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان می‌دهد، که زن در دوران فرمانروائی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی ‌برخوردار بودند که در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت.

منبع: shahram1001.blogfa.com

 

درباره‌ moslem esmaili

یک نظر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*