خانه » با من بمان » پاییز……
پاییز……

پاییز……

…….

 پاییز که میشه دلم شور میزنه…..۱۱۳۷۳_۷vPE9GvM

 

 

 

 

پاییز می آید…

و من، چه مستم این بار…

مست ِ مست، از صدای خش خش ِ گام هایش…

و چه بی قرارم… برای استشمام عطر خاک باران خورده…

و چه بی تابم… برای دیدار این دخترک گیسو طلا…!!

پاییز می آید…

و لحظه لحظه سرشارتر می کندم… از تمام حس های بکر و مرموز دنیا…

که ثانیه به ثانیه، در وجودم لانه می کنند…!!

 و من چه می پرستم، تمام این حس ها را…!!

و چه لذتی دارد برایم، تماشای دست افشانی دختر خورشید،

در آغوش ابرهای خاکستری رنگ ِ پر بار پاییز…!

کااااااااااااش باران ببارد… بر تن ِ تشنه ی این خاک غریب…..

شـــــــــاید … بهار سال بعد … گلی بروید … از دل این دشت بی حاصل…..

 

**************

حس غریبی دارم این روزها، و پرم از تضادهای رنگ وا رنگ!

هم آرامم؛ هم بی قرار… هم شادم؛ هم غمین… هم صبورم و هم بی تاب…!

و بیش از همه ی این ها دلتنگم… !

روزها می گذرند و من، «فقط»  بی قرار می شوم … و دلتنگ…

چیزی ست در من، که فریاد می زند تمام «وجودم» را … اما… این بغض ِ در گلو

نشسته،  در درون «خفه ام» می کند …

دلتنگم برای همه ی لحظه هایی که چه زود «خاطره» شدند… و چه زود از

من گذشتند…

تمام حس های تلخ و شیرین دنیا ، با من است…

و کامم طعم گَس ِ «رخوت » می دهد امروز………………

 

منبع : http://dariighaa.blogfa.com/

 

 

……

 

 

 

درباره‌ moslem esmaili

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*