خانه » شرح حال(بیوگرافی) » بیوگرافی دیروز » برادر شهید علی ضامن مقامی
برادر شهید علی ضامن مقامی

برادر شهید علی ضامن مقامی

زندگی نامه برادر شهید علی ضامن مقامی
شهید علی ضامن مقامی در سال ۱۳۳۹ در روستای جنت مکان در خانواده ای متدین چشم به جهان گشود و مانند اکثر هم سن و سالهایش پا به مکتب علم گذاشت و دوران ابتدائی را با موفقیت کامل پشت سر گذاشت وجهت ادامه تحصیل به دلیل نبود امکانات آموزشی به گتوند عظیمت وتا سال دوم راهنمایی در آنجامشغول شد واز آنجایی که مشکل رفت وآمد داشت وهر روز صبح در سرمای زمستان بایستی با دوچرخه سر کلاس درس حاضر شود مجبور شد برای ادامه تحصیل به شوشتر برود و تابستانها به دلیل مشکلات مالی مشغول کار شد ، این شهید تمام سعی و تلاشش رامیکرد تا به مردم مصتضعف و نیازمند کمک کند . این شهید بزرگوار پس از طی دوره متوسطه بلا فاصله در امتحان کنکورودانشسرا قبول شد و همزمان هم دردانشگاه مشغول بودند و هم در دانشسرا ، ولی به دلیل اینکه برای او مقدور نبود دانشسرا را رها کرده ودر دانشکده کشاورزی رشته اصلاح نباتات وگیاهان دانشگاه شهید چمران (جندی شاپور سابق) مشغول شدند و همزمان با قبولی در دانشگاه در اوج گیری انقلاب اسلامی نیز فعالانه شرکت داشت وی که از رهبران نهضت اسلامی در روستا و شهرستان شوشتر بود با پیروزی انقلاب بهمراهی مردم مبارزات خستگی ناپذیر خود با مزدوران استکبار یعنی خانها در روستا ادامه داد وبا شروع جنگ تحمیلی این شهید عزیز طبق فرمان امام که حضور درجبهه را یک تکلیف شرعی برای همه می دانست سنگر علم ودانش را رها کرده و به سوی جبهه وجنگ شتافت وی که یکی از نیروهای شهید چمران نیز بود در جبهه های بستان و هویزه و سوسنگرد حضور چشمگیری داشت . این دانشجوی شهید در خرداد ماه سال ۶۱ تصمیم گرفتند بار دیگر در سنگر دانشگاه کسب علم کند وهمزمان با درس در سنگر جبهه نیز حضورداشت و چون مشیت الهی بر این قرار گرفته بود که در سنگر جبهه و جنگ به کمال الهی که همان لقای پروردگار است برسد سرانجام در روز سه شنبه ۲۹/۳/۱۳۶۱ براثر انفجار مین در جبهه جفیر ، یکی ازکربلاهای ایران به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به خیل شهیدان گلگون کفن پیوست .
« روحش شاد و راهش مستدام باد »

………….

وصیت نامه پاسدار ودانشجوی شهید علی ضامن مقامی

متن ذیل کپی کاملی از دفترچه ی یاداشت شهید علی ضامن مقامی می باشد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام آنکه هستی از اوست

در روزگاری که از عدل، برابری و وحدت خبری نیست جرقه ای در دل سیاهیها باید بدرخشد و شب جهل و فساد را به آتش بکشاند و پیام آزادی انسان را برای نیل به وحدت آسمانی اسلام بگوش مستضعفان عالم برساند همان گونه که مسلمین صدر اسلام با تکیه بر نیروی عظیم وحدت پرچم خونین توحید را در قسمت وسیعی از زمین برافراشته اکنون نیز باید پس از گذشت چهارده قرن ندای وحدت از سرزمین خون و قیام به گوش محرومین برسد واین جز با خون امکان ندارد و پس از آن با پیام زینب گونه ی شما عزیزان و به امید آنکه مسلمین جهان در اتحادی کم نظیر و شگرف به قدرتمندان یورش برده و تمامی سلطه گران از کاخ های پو شالی ستم و فریب بیرون بکشاند و دوباره قدرت از دست رفته باز یابند .

«در مسلخ عشق جز نکو را نکشند              

                                                         روبه صفتان زشت خو را نکشند

گر عاشق صادقی زمردن مهراس

                                                    مردار بود هر آنکه او را نکشند

گر مرد رهی میان خون باید رفت

                                               از پای فتاده سرنگون باید رفت»

 

واین پیام خون شهداست:

که ای محرومین و ای ستم کشیدگان برخیزید وبا اتحاد خویش پوزه مستکبرین را به خاک بمالید وشرف دیرینه خود را بازپس گیرید .

 

            « ز خون هر شهید»

ز جوشش خون هر شهید                     لاله ها بر آمده و غنچه ها شکفته است

 

از غرش پیام خون هر شهید                 ابر های تیره ستم از آسمان برفته است

 

سنبل ویاسمن ببین هلهله سحر نگر

که ناله های جغد کور به انتها رسیده است

در بهار خون عطر دلاویز سحر سر بده

چرا که خون هر شهید ز پیکرش چکیده است

لانه سست عنکبوت دگر نمی شود بپا

 

نوید بخشندگان طلوع وخبر پیروزی امت اسلام یعنی حماسه آفرینان در الواحی از نور در جای جایِ سرزمین پاک رسول الله در برابر دیدگان یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان به نمایش گذارده اند که هان ای شمایان:

بیایید با پیروی از احکام مقدس اسلام بر سرمستکبران جهان خوار آن آورید که مسلمین ایران آوردند هان ای محرومین :طنین فریادِ فریاد گر بزرگ قرن و آفتاب خونین انقلاب امام روح الله که :ایران واحد است وبا دست واحد ۳۵میلیون با صدای واحد در مقابل قدرتها ایستاده است الهام بخشتان باد.

 

«ای همسنگران »

بـه شـرافت سـوگنـد

بـه شـهادت سـوگـند

کـه کعـبه هـر اهـل تلاش

 

رهـش اینـجا متـجلی شـده است

 

در محـفل ما سخن از افیـون نیسـت

سخن از افسـانه نیـسـت

که سخن از یـک راه اسـت

 

راه تعـلیـم جــهـاد

 

جـهـاد بـا لشـکر نفـس

 

جـهـاد با لشـکر جـهـل

سخن از تـزکیـه و تعـلیم است

 

سخن از شکستن بتهای درون

 

                

ای مادر قهرمان :

حجله دامادی فرزندت را بر روی مزار گلگونش می بندی و همچون زینب استوار می ایستی و خطابه عشق و ایثار و شهادت و استقامت سر می دهی .

مادر مهربان تو رسالت خون شهیدان را بر دوش داری تو راه و مقصد شهیدان را درپیش داری تو پیام مظلومیت آنان را در بر داری . از این رو باید به بهترین وجه از حرمت و قداست راه آنان و خونشان پاسداری نمای.

مادر قهرمان و عزیزم:

تو را ستودن از عهده قلم و کلام من خارج است مادر توی که هاجر گونه اسماعیلت را به قربانگاه می فرستی تا از فرمان خدایت اطاعت کرده باشی .

مادر مهربانم :اینک تو بر تلی از شهیدان تاریخ خونین کشورمان چه در ۱۵خردادها ،چه در ۱۷ شهریورها و چه در ۲۲بهمن ها ایستاده ای و در مقابل خون آنان مسولیتی بس سنگین داری .

پروردگـارا قـدمـهایم را در راه استـواری دینـت که همانـا اسـلام « علی »است استوار بگردان    خدایا چشمایم را با نور منور خود بصیر بگردان تا بتوانم حق را از باطل تمیز دهم .

پروردگارا تو نیک میدانی که من در راهی که رفته ام جز رضای تو را نخواسته ام و جز با یاد تو نبوده است . حال اگر ای معبود اگر خطایی از من سر زده است مرا مورد لطف بیکرانت قرار بده و مرا عفو بنما .

خدایا هر که استثمار انسان از انسان را توجیه نماید از آستان مرحمتت محروم بنما .

 

تقدیم به مادر زجر کشیده ام مادری که آرزوی عروسی فرزندش را داشت.

مادرم خوشحال باش که فرزندت در راه هدف مقدس و پاکی به شهادت رسیده ، غمگین نباش و اندوه به دل راه نده و همچنانکه تا به حال در راهت استوار و پا برجا بودی حال نیز مقاومت کن و پیام خون فرزندت نیزتا نابودی استضعاف در جهان را بر گوش محرومین برسان .

مادرم بعد از من تو باید کسانی را که نمی توانند الگو و نمونه برای جامعه باشند رسوا نمایی و آنان را به محاکمه بکشانی ،مادرم هیچگونه مجالی و پَستان و ذلیلان و آنان را که جز مقام و پستی نمی طلبند مفتضع گردان و به خلق خدا معرفی نما .

مادرم اسلام راستین را جز در چهره امام و پیروان راستینش در چهره دیگری نبین . مادرم در روستای خان زده جنت مکان کسانی را که در راه انقلاب گام برنداشته به مردم معرفی نما و آنان را نگذار از شهادت من هیچ گونه سوء استفاده بنمایند .

مادر رنج کشیده ام :

توی که باید زینب گونه بر گلوی پاره پاره فرزندت بوسه زنی و دستهایت را بر آسمان بری که خدایا این قربانی را از من بپذیر .

مادرم ،خواهرانم :

از پیکر غرق به خونم خضاب خون ببندید و بر سفره عقد       شهیدتان نشینید و مرا یاد کنید .

 

 

شما عزیزان :

 

در یک کلام باید پاسدار راستین مکتب خون و شهادت و نیز اسلام

عزیز باشید زیرا که :

 

«ان الدین عند الله الاسلام : همانا دین نزد خدا اسلام است »

 

آنهایی که در تمامی لحظات یاد خدا در قلوبشان زنده بوده با خضوع و فروتنی خاص عاشقان زنده بوده با پایی لرزان وزبانی الکن در برابر معشوق خویش قرار می گیرند وآن موقع است که هر لحظه ای از بودن یک دنیا حقایق را به انسان می آموزد.

 

«خدا یا اگر شهادتم وسیله ای برای نزدیکی به توست مرا شهید بنما»

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

« بسم الله الرحمن الرحیم »

وصیت نامه                                             تاریخ ۹/۲/۲۳۶۱

 

قد افلح المومنون ،الذین هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن اللمغرضون و الذین هم مزکوه فاعلون

همانا رستگار شدند مومنان ،آنانکه در نمازشان خاشع و فروتنند و آنانکه ازیاوه گویی و بیهوده گویی روی گردان هستند و آنانکه عمل زکات را انجام میدهند …

این نوشتار نه برای خواندن که برای« اندیشیدن »ترسیم و تصویر شده است . برای اندیشیدنی که آغاز عمل است و سر فصل «حرکت»

حرکت انسان پروانه وشی به سوی نور . نوری که از «او»است و «او»که هر چه هست «او»ست و هیچ نیست جز «او»

لاالله الاهو وامید :که توشه راهی باشد برای «لقاء»او

لحظه ها لحظه های آخر است ،صداها ،فریادها ،زمزمه ها همه و همه خاموشندهیچ صدایی بگوش نمیرسد ،همه کس و همه چیز خفته است . هیچ صدایی به گوش نمیرسد برگها با وزش باد تکان نمی خورند ،خورشید از دیده ها مهو است . هیچکس نیست ،هیچ چیزی را نمی بینم . جز خدا ،خدایی که تا دیروز گناهان زیاد اجازه دیدنش را نمی داد .                                                                

راستی در آخرین روز سکون و سکوت نماز عشق خواندن چه معنویت دارد بندگان خدا که عازم راهند و بسوی نور می شتابند در آن ساعت همه نیکیهای خود را فراموش می نمایند و بدیها و گناهان خود را به یاد می آورند و در نمازشان می خوانند که :«الهی البسستنی یا ثوب

مذلتی و جللنی التباعد منک لباس مسکنی (دعای توبه)»از صحیفه سجادیه :

خدایا ،بارالها خطا ها و گناهان مرا لباس خواری و ذلت پوشانیده است و دوری از تو جامه عجز و بینوایی بر تنم انداخته است و جنایات بزرگ مرا دل مرده ساخته است تو ای خدا به لطف و کرمت باز این دل

مرده ام را زنده گردان . ای مقصد و مقصود و مطلوب و آرزوی من قسم به عزتت که من کسی را که گناهانم را ببخشد نمی توانم غیر تو پیدا کنم .«ای ارحم راحمین »

امشب قرار است هجوم صدامیان کافر آغاز شود ومن خواستم وصیت نامه بنویسم ،وصـیت نـامـه ای که شـاید آخرین حرفهایـم را در آن

می توانم بیان نمایم امشب آخرین در امید را بـر در گاه خـدا حـلقه

می زنم و به در خانه ی خدا می روم تا شاید به کاروان سرخ لا له ها و شهدای عزیز بپیوندم . نمی توانم چه بنویسم تا فردا مقابل نسلها و عصرها مواخذه نشوم خدایا در نوشتن

مرا یاری فرما تا جز در هوای تو ننویسم . از جنگ بنویسم که هم مزیت هایی دارد و همه زیانهایی . از یکسو در جنگ توحید علیه شرک انسانهای توحید ی و خدا گونه بوجود می آید و از سویی دیگر ممکن است انسانهایی که ممکن است همدیگر را نشنا سند و با هم دشمن شوند .

 

ولی به قول امام علی(ع) جنگ جهاد دری است از در های بهشت وبه قول حضرت محمد(ص) بهشت زیر سایه شمشیر ها ست و باز به قول امام علی(ع) خوارترین مردمان کسانی هستند که کشورشـان به زیر

 

سم اسبان دشمن است ومبارزه نمی کنند وآنها را بیرون نمی نمایند

وامروز شرف وعـزتمان در گـرو همین مبـارزات علـیه استـعمار گـران وایـادی آنها ست .امـروز انقلاب مـا انقلاب محـرومـین است

وانقلاب پیروان توحید و با تمام قدرت امپریالیزم غدار آن را می کوبد وما تا استعمار را در دنیا دفن نکنیم از پای نخواهیم نشست اگر چه به نابودی تمام مان انجام بپذیرد .امروز ما در دو جبهه قرار گرفتهایم که یکی الآن ها همین جنگ است وجهاداصغر نام دارد و جبهه ی دیگر جبهه ی عظیم تر یعنی جهاد اکبر است واین جبهه انسان سازی است

بـه خـوش بـاوران مصـلحـت انـدیشـان

سیاست روح من است و روح انسان و انسان

بدون سیاست مثل مجسمه و بدون روح است.

سیاست روح من است و بدون دخالت در سیاست و سرنوشت ملتم نمی توانم زندگی کنم .

جـوانـان در قـلم رمـز شفـا نیست

دوای درد اسـتـبـداد خـون اسـت

ز خـون بـنـویس بر دیـوار ظـالـم

که آخـر سیل ایـن بنیاد خـون است .

 

 

من شما را و همه نسلها را به جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس سفارش می کنم . مردم دلیر و رنج کشیده جنت مکان گرچه ممکن است زیاد از من دل خوشی نداشته باشید ولی شما را به این نکته یاد آور می شوم وآن هنگامی است که مردم بصره به محمد (ص) می نویسند که علی در گرفتن خراج به ما ظلم میکند و محمد (ص) در جواب می نویسد که بخدا غیر از علی کسی را سراغ ندارم که در عدالت و قسط کوشا باشد . اگر شما رنجشی داشته باشید به بزرگواری خودتان ببخشید ولی شما را به وحدت و اتحاد علیه مستکبرین (خانها،فئودالها،سرمایه دارها ،تفرقه افکنها و ایادی خان ها )سفارش می نمایم.شما هیچ گاه ظلم خان ها را از یاد نبرید و در مقابل آن ها از هیچ چیز هراس نداشته باشید زیرا جز با یاد خدا قلب ها آرامش پیدا نمی کند شما را به شرکت در تشیع جنازه شهدا ،دعای کمیل و نماز جماعت نیز سفارش موکد می نمایم امروز شما در مقابل خون شهدا مسئول هستید و اگر از این امر سرپیچی نمایید به عذاب الهی دچار خواهید شد شما امروز اسلام راستین را جز در چهره امام بزرگ نبینید و از رهبری ایشان پشتیبانی نمایید زیرا که شما نمی توانید رهبری چنین در طول تاریخ به جز صدر اسلام پیدا کنید .

سخنی با خانواده :

امشب من پیش خدای شهداء و صالحین هستم امشب من پیش عبدالله، خسرو،حیدر، جمشید، ابراهیم، فتاحی، صالحی و دیگر شهداء هستم شاید غم من برای شما سنگین باشد ولی شما با یاد و ذکر خدا می توانید تسکین یابید .

 

 

 

 

 

مادرم، عمو ها، برادران ، خواهرانم،و خانواده محترمم:

 

گرچه من مانند دیگران نتوانستم و نخواستم زندگی مادی را رونق بخشم ولی اگر شهید شدم شهادت من مدال افتخاری است که بر سینه شما نسب خواهد شد و شما سر افراز خواهید بود مادر مهربان از سرزنش بد خواهان و حسودان هراسی بدل را نده و همچون زینب خدای را سپاس بگوی که این همه کرامت و عزت به خانواده شما عطا فرمود من در این لحظات آخر از همه شما معذرت می خواهم از عموی مهربانم که همچون پدری مهربان برایم بود و رنجهای فراوان کشید نهایت سپاسگذاری را دارم و برای برادرم حسن که زحماتش را خدا اجر بدهد نمی توانم چگونه قدر دانی کنم ولی از خدا می خواهم که او را اجری عظیم عطا نماید .

و شما ای خواهرانم :

خوشحال باشید که برادرتان در چنین را مقدسی شهید شده است غمگین نباشید و اندوه بدل را ندهید و همچنان در اهداف خود استوار باشید خواهرانم شمایید که باید بر پیکر غرق بخونم بوسه زنید و شمایید که باید پیام آور خون من و دیگر شهدا ء باشید و عفت وحجاب را از آموزگار بزرگ دینی زینب فرا گیرید شما باید وارث عفت و حجاب زینب (ع) باشید و از این امر تخطی ننمایید .و در آخر برای همه بندگان خدا آمرزش می نمایم و از خدا می خواهم که همه را به راه راست که همانا روی آوردن به مکتب رهایی بخش اسلام است هدایت نمایید. و خدایا به مستضعفان ما فهم و به فهمید گان ما تعصب و به مردان ما شرف و به زنان ما شعور عطا فرما .

 

ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سییتنا و توفنا مع الابرار

 

والسلام علی من اتبع الهدی

 

علـی ضـامـن مـقـامـی

ساعت ۲ بعد از ظهر

روز ۹/۲/۱۳۶۱

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نامه ای به برادران انجمن اسلامی جنت مکان ،وارثان خون سرخ شهدای اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

الذین یبلغون رسالت الله

درودتان باد ای برادران و ای عزیزان جبهه توحید و ای رزم آوران جبهه ایثارـ سلامتان باد که شما وارثان خون سرخ شهیدانید ،ای از حسین(ع) درس حریت و آزادی آموخته و ای قافله سالاران دشت ایثار ،شما امروز مسئولید مسئول در مقابل خون یک یک شهیدان امروز روزی است که به تمامی کمال مقابل استکبار جهانی وایادی مزدورش ایستاده ایم امروز ما با داشتن چنین رهبری شجاع وبا شهامت رهبر درس آموخته در مکتب سرخ اسلام رهبر درس آموخته از جدش حسین (ع)رهبری که به همه نه گفته و می گوید . عزیزان می بخشید که نامه بد خط است چون تا عملیات چند ساعتی بیش نمانده و باید برای شما می نوشتم زیرا من اگر شهید شدم از شما برادران درس فرا گرفته ام به خدا دارد گریه ام می گیرد زیرا می خواهم و میدانم دیگر از شما جدا شده ام من به خیل شهدای گلگون کفن می پیوندم ای دلاوران و شیران روز و پرهیزگاران شب به هوش باشید امروز شما در مقابل قطره قطره خون ما مسئولید و همان طوری که رهبرمان مسئول است شما را به عبد الله بودن وتقوای الهی سفارش می کنم . نخستین وصیتم بر شما این است که جز در هوای توحید قدم نزنید . شما را به جهاد دیگر یعنی مبارزه با نفس ،مقام پرستی ، فخر فروشی و.. سفارش می کنم . ای برادران نمی دانم بعد از من دشمنان انسانیت ـ دشمنان من وشماها چه خواهند گفت آیا آنها بر پیکر سرخ و قطعه قطعه مان نیز رحم نخواهند کرد آیا آنها بر حنجره پاره پاره مان نخواهند خندید آیا قهقهه وخنده آنها شما را زجر نخواهد داد . ولی عزیزان پیکر به خون آغشتمان صداقت راهمانا گواهی خواهد داد . امروز با شهادت هر کدام از ما خندق باید ایجاد شود ودید که این را چه کسی ایجاد می کند ؟حفر کننده آن کیست؟این سوی خندق کیا نند وآن طرف آن کدام؟ چه کسانی با محمد(ص)اند چه کسانی با ابو سفیان آمده اند باید در دشت سرخ کربلا نیز خندق ایجاد شود که حسین(ع) چه کسانی رابه یاری می طلبد چه کسانی باحسین(ع) آمده اند چه کسانی گلوی فرزندش را نشانه می روند .آیا علی نیز باید سکوت کند یا نه ؟ ای برادران تبلیغات دشمنان شما را از پا در نیاورد ودر راهتان استوار وپرصلابت باشید . امروز باید در جنت مکان با خون هر شهید خندقی را که محمد(ص) در مدینه وحسین(ع) درکربلا ایجاد کرد به وجود می آید . باید دید چه کسانی با دشمنان خدا در آن سوی خندقند وچه کسانی با دوستان مردم در این سوی خندق !شما را دوباره به تقوای الهی سفارس و تأ کید می نمایم . از زندگی کردن ساده وبا مردمان جوشیدن خصلت شما باشد .دروغ ونیرنگ را به دور افکنده و با فقیرترین مردم جامعه تان هم سطح باشید . در دعاهایتان مرا یاد کنید . همه شهیدان را یاد نمائید ـ حیدر ، عبد الله را ابراهیم وجمشید وخسرو ودیگران را فراموش نکنید .خدا میداند در این لحظه دلم برای شهادت تاب ماندن ندارد .حرمت خون شهید را پاسدار باشید و با عزمی داغ از خون سرخ شهیدان دفاع نمائید .از به وجودآمدن استکبار که نمونه عینی آن وجود خانها است ،حتی تا پای خونتان دفاع نمائید .نگذارید این دشمنان بشریت جان دوباره بگیرند نگذارید آنها در تشییع جنازه من دخالت وشرکت کنند برادران با خانه مان رابطه ی نزدیک داشته باشید باخانواده شهید حیدر نیز رابطه ی نزدیک داشته باشید .                

انجمن اسلامی را محکم نگه داشته واز ولایت فقیه به عنوان پشتوانه

الهی استفاده نمائید .از رهبری امام به شدت طرفداری نمائید . مرا در

کنار قبر شهید حیدر کرمی به خاک بسپارید تا با این کار نیز مقداری

از تفرقه وتشویش وپراکندگی جلوگیری شود وبه کسانی که حتی

برای مردگانمان تفاوت قا ئل می شدند ضربه ای شمشیر وارد شود .

واین سخن امام را به شما تذکر میدهم : که شیاطین از مساجد می ترسند مساجد را ترک نکنید . ودر آخر از همه برادرن : قاسم ،غلام محمد زاده ،غلام بهداروند ، علیرضا ،کاظم،نور علی ، روز علی،غلامعلی،موسی،فتح الله، فرامرز کرمی، علی حسین ، محمد حسین دیگر برادران که اسمشان در خاطرم نیست طلب بخشش می خواهم واز آنها التماس دعا دارم.

 

 

 

خدایاورتان باد برادرتان علی ضامن   ۹/۲/ ۶۱ ساعت ۴ بعداز ظهر

 

 

ان تنصر الله ینصر کم ومن الله توفیق ویثبت اقدامکم .

 

 

 

 

خدا یا من می دانم شهید می شوم زیرا گنا هانم زیاد است و با ریختن اولین قطره خون هر شهید گناهانش آمرزیده می شود .

 

خدا یا شهادتم را عامل وحدت این روستا قرار بده.

 

دیشب در خواب دیدم برادران را که برادر کوچکمان سعید کرمزاده در جبهه دارخوین شهید شده و من در تشییع جنازه او شرکت کردهام خدا یا تو بر همه چیز آگاهی .

 

ساعت ۷ صبح روز ۹/۲/۱۳۶۱

 

                   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

احسان جان ،مرتضی،مصطفی، مجتبی، محسن در سوگ عمویتان گریه کنید زیرا شما وارثان خون عزیزانتان خواهید بود ای عزیزان و ای غرق در آرزو و خیال شما فردا بزرگ خواهید شد و انتقام شهیدانتان را از مستکبران خواهید گرفت عزیزان در جشن عمو یتان نقل ونبات نوش جان کنید عزیزان اشک جلو پلکهایم را گرفته و صفحات کاغذ را نمی بینم ولی دور دست تاریخ را می بینم که شما در جامعه توحیدی با رهبری آقا صاحب الزمان زندگی خواهید کرد و در آخر زمان نه ظلمی خواهد بود نه جوری و نه ستمی .

 

خدا حافظ کو چولو های مهربان

 

۹/۲/۱۳۶۱

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وصیت نامه پاسدار شهید علی ضامن مقامی

درباره‌ moslem esmaili

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*